بشتالم به كسر اول و سكون ثانى و فوقانى به الف كشيده و لام مفتوح به ميم زده به معنى طفيلى باشد كه منسوب به طفيل است و طفيل شخصى بوده از مردم كوفه و او هميشه ناخوانده به مهمانيها و عروسيها حاضر مىشد و او را طفيل اعراس مىگفتند. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ فارسی برهان قاطعفرهنگ فارسی برهان قاطع
, ص149) 
بكسر اول بر وزن بشناسم بمعنى طفيلى باشد منسوب بطفيل كه مردى بوده ناخوانده بعروسيها و مهمانيها مىرفته و او را بشتام نيز كفتهاند 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ انجمن آرای ناصریفرهنگ انجمن آرای ناصری
, ص177) 
- [بشين معجمه و تاى قرشت و لام بوزن بشمارم] طفيلى باشد. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( فرهنگ مجمع الفرسفرهنگ مجمع الفرس
, ص172) 
(اسم) طفيلى. انگل. مهمان ناخوانده. ← طفيلى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( لغت نامه دهخدالغت نامه دهخدا
, ص440) 
طفيلى . 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص191) 
بشتالم ( bectālam )و بشتام بالكسر،طفيلى. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص313) 
[اسم][فارسی]طفيلى و پيك. 
تم استخراج هذا الوصف آلیاً
( , ص605) 